چرا ترامپ به مردم ایران فحاشی کرد؟

03:001۰

ترامپ در مصاحبه‌های اخیر خود زبان به فحش، بدگویی و تهدید ملت ایران گشوده است. ریشه این موضع‌گیری را باید در تحولات اخیر سیاسی و نظامی منطقه جستجو کرد.

بعد از مذاکرات سوئیس، آمریکایی‌ها یک پروژه مهم را به‌طورجدی در دستور کار خود قرار دادند؛ «پروژه تعریف مسیرهای موازی برای بندهای تفاهم اسلام‌آباد ».

در این پروژه، آمریکایی‌ها برای تمام امتیازاتی که به ایران تعهد داده بودند سعی کردند یک مسیر موازی ایجاد کنند و اصطلاحاً مسئله خودشان را از یک راه و شیوه دیگری حل کنند و به ایران متکی نشوند.

اولین مسئله‌ای که درگیر این پروژه شد «بحران لبنان» بود. آمریکایی‌ها به‌جای آنکه به تعهد خود در بند اول این تفاهم پایبند باشند و آتش‌بس را در تمام جبهه ها از جمله لبنان رعایت کنند، سعی کردند با دورزدن ایران، با دولت دست‌نشانده لبنان یک توافق مجزایی را امضا کنند و از این طریق اولاً امتیازات جدیدی از دولت لبنان بگیرند (خلع سلاح حزب‌الله لبنان) و در ثانی ایران را از معادله لبنان حذف کنند.

مسئله دوم در این پروژه، «بحران تنگه هرمز» بود. آمریکایی‌ها سعی کردند یک مسیر جدید در تنگه هرمز ایجاد کنند و از نزدیکی عمان کشتی‌ها و نفتکش‌ها را عبور دهند. اگر این اقدام نیز موفق می‌شد عملاً نیاز آمریکایی‌ها به توافق با ایران بر سر مسئله مهم تنگه هرمز از بین می‌رفت.

سومین موضوع نیز مسئله «پول‌های بلوکه شده ایران» بود که آمریکایی‌ها با راهبرد مسیر موازی نقض عهد را در این مسئله کلید زدند. تفاهم اسلام‌آباد صراحت دارد که این پول‌ها باید از لحظه امضای این تفاهم در دسترس ایران قرار بگیرد اما آمریکایی‌ها باز هم با نقض عهد سعی کردند یک مابه‌ازای جدید تعریف کنند و امتیاز بیشتری بگیرند. آمریکایی‌ها در دوحه قطر سعی کردند این شرط را به ایران تحمیل کنند که ایران در صورت صرف‌نظر کردن از دریافت عوارض (یا هر هزینه‌ای) از تنگه هرمز، دسترسی به پول‌های بلوکه شده ایران را محقق خواهد کرد.

هر سه موضوع «لبنان»، «تنگه هرمز» و «پول‌های بلوکه شده» با مقابله ایران مواجه شد. ایران مسئله لبنان را یک امر راهبردی برای امنیت منطقه می‌داند و هرگونه تحمیل طرحی متفاوت از تفاهم اسلام‌آباد را رد کرد؛ ایران همچنین در میدان نشان داد که مسیر عمان در تنگه هرمز ناامن است و ترتیبات ایرانی برای این تنگه قطعا از سوی ایران اعمال خواهد شد؛ همچنین پول‌های بلوکه شده حق قانونی و مشروع ایران است که امکان صرف‌نظر کردن از آن وجود ندارد.

در نهایت آمریکایی‌ها باوجوداینکه تصور می‌کردند می‌توانند تفاهمی با ایران امضا خواهند کرد که بعد از آن وارد یک پروژه دورزدن تفاهم بشوند با شکست جدی مواجه شده است. تمام درگیری‌های نظامی یا سیاسی بعد از تفاهم اسلام‌آباد نیز در همین چارچوب قابل‌بررسی است؛ در واقع تمام این درگیری‌ها نتیجه تلاش میدانی آمریکایی‌ها برای دورزدن بندهای تفاهم بوده که با تقابل ایران مواجه شده است.

آنچه اکنون به‌طورجدی ترامپ را عصبانی کرده این است که این پروژه مسیرسازی موازی به بن‌بست رسیده. ترامپ نتوانست ایران را قانع کند تا لبنان را از تفاهم خود خارج کند، مسیر عمانی تنگه هرمز هم همچنان ناامن ماند و در نهایت ایران معامله پول‌های بلوکه شده در برابر عوارض تنگه هرمز را هم نپذیرفت.

تمام این مکرهای آمریکایی را در کنار تشییع پر شکوه پیکر رهبر انقلاب بگذارید. تشییعی که یک‌بار دیگر اوج وحدت و استکبارستیزی ایرانیان را نشان داد و امروز در عراق هم نمایشی از هم‌بستگی دینی، آن‌هم در سطح فراملی جلوی چشم ترامپ اتفاق افتاد.

طبیعی است شخصیتی مانند ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهوری که یک‌بار در عرصه نظامی شکست‌خورده و حالا در عرصه سیاسی هم نتوانسته پروژه جایگزین تفاهم اسلام‌آباد را جلو ببرد تعادل روانی خود را از دست بدهد و زبان به بدگویی و دشنام بگشاید.


892 نوشته

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

شما باید وارد شده برای ارسال نظر.